تبليغاتX
عتيقه جات
قسمتي از جوابيه انديشه اي سبز در مقابل انديشه ي مخالف

 

من بحثي از اخبار روز با شما ندارم . چون خيلي طبيعي است كه شما به من ميگوييد شايعه است و من اخبار شما را ميگويم دروغ است

من تاريخ انقلاب را براي شما ميگويم  كه تك تك حوادث آن ثبت است و سند دارد. البته اكنون از روي حافظه ام نوشته ام. چون  در رابطه با همه اين مسائل خيلي اذيت شده ام ، همه را  به خاطر دارم،‌هريك را انگشت بگذاريد ميروم كتابخانه مجلس و اسنادش را مي آورم .

اولين خون دل ما انتخابات خبرگان رهبري بود

كساني همچون بادامچيان از بيرون با كمك بعضي اعضاء داخلي اين مسئله را طرح كردند كه «راه براي تشخيص خبرگان نميتواند مرجعيت قم باشد، بايد شوراي نگهبان امتحان بگيرد و اين امتحان شامل نمايندگان فعلي خبرگان هم ميشود. » اين مطلب اشكالات زيادي به سيستم فلسفه سياسي كشور وارد كرد.

1-      مجلس خبرگان فلسفه وجودي اش اين بود كه فقها نيابت عامه از حضرت صاحب دارند يكي از آنها كه مورد اقبال عمومي قرار گيرد ولي فقيه و بقيه ناظر بر او هستند. حال خبرگان را بايد شوراي نگهبان امتحان كند و صلاحيت دهد و خود شوراي نگهبان را رهبر! اين از لحاظ منطق "دور" است و باطل بودن آن بديهي است و سيستم دچار شبهه ميشود

2-      جناح چپ كه عمدتاً جوانتر و به مباني امام نزديكتر بودند از امتحان شوراي نگهبان رد صلاحيت شدند و اينها كساني بودند كه به رهبريت آقاي خامنه اي راي داده بودند . طبيعتاَ با رد صلاحيت آنان ،‌ مشروعيت رهبر هم زير سوال ميرفت !

3-      اساساً انتخابات خبرگان مرحله دوم ، انتخابات نبود . در تهران 15 نفر نماينده ميخواستيم 16 نفر كانديد بودند اگر كسي خودش و خانمش رأي ميداد كافي بود. بعضي شهرها يك كانديد بود.

علاوه بر اينكه سيستم مترقي ولايت فقيه دچار شبهه شد ، شما بگوييد آيا اين خبرگان با اين شكل انتخاب شده ،‌قدرت قد علم كردن در يك انحراف اجتماعي رهبر را دارد ؟ ‌آيا تا امروز خبرگان يك سئوال از رهبر يا طرح يك اشكال از رهبر نموده است ؟‌يك بار آية الله اميني در پاسخ اين اعتراض فرمودند «‌ ما يك بار از ايشان سئوال كرديم ايشان گفتند ما در همه امور كارشناس داريم » .

(آقاي سروش از اول انقلاب صحبت هاي معرفتي ميكرد كه بعضا با مباني اسلام سازگار نبود . از سال 58 كه من شاگرد ايشان بودم در دانشگاه الهيات به او انتقاد ميشد ولي تعرضي نبود . به محض اينكه بحث دور  در انتخاب رهبري به وسيله خبرگان و خبرگان به وسيله شوراي نگهبان و شوراي نگهبان به وسيله رهبر را مطرح كرد انصار حزب الله به مجالس سخنراني او ميريختند و بچه ها را ميزدند و جلسه را بهم ميزدند.)

دومين عامل خون دل از آغاز رياست جمهوري آقاي هاشمي ، بعد از امام شروع شد. /**/ . ايشان اولين قله را فتح نمود و خدا ميداند هر لحظه دوست داشتم بميرم . در تفكر حضرت امام ،‌اقتصاد ليبرال سرمايه داري از شاخصه هاي اسلام آمريكايي بود . شما پيام برائت حضرت امام را بخوانيد . حضرت امام علاقه مند بودند با نگاهي پويا با روش فقه سنتي ، اقتصادي عدالت محور و اقتصادي سيستماتيك طراحي گردد. اقتصادي كه تا قبل از انقلاب،  متفكرين اجتماعي ما همچون شهيد مطهري ، شريعتي و سيد قطب و ... ميگفتند نه اقتصاد سرمايه داري است و نه اقتصاد سوسياليستي و مزاياي هر دو را دارد . گرچه در زمان حضرت امام ،‌طرفداران فقه سنتي با نظرات خود و سرمايه داران با عملكرد خود اجازه ندادند اين تفكر به ثمر بنشيند ، در تثبيت آن هم موفق نبودند. اما ايشان يك مرتبه با يك چرخش شديد به سمت تحقق آن پيش رفتند و كم كم ارزش هاي فرهنگي ، مصرف زدگي ، دنيا گرايي ، تفاخر و تكاثر به تبع آن جامعه را فرا گرفت.(‌به گونه اي كه بچه مذهبي هاي ما به ژاپن رفته به پست ترين كارها براي پول درآوردن تن ميدادند) . از طرفي  كساني را كه تفكرشان در اين زمينه ها به امام نزديك بود در كابينه راه ندادند. گفتند وجود من به عنوان يك نفر سياسي در كابينه كافي است . به تبع اين مسئله كم كم سياست زدايي از جوانان ،‌دانشگاه ها ، و همه كشور و گرم كردن بازار فوتبال براي سرگرمي جوانان ،‌پيش آمد. دراين ميان تنها نمايندگان مجلس سوم بودند كه مقابل طرح هاي آقاي هاشمي ايستادگي مي كردند. براي مبارزه با اين نمايندگان دو قله ديگر از تفكر امام فتح شد :

اولين در ادامه مطلب همين پست و دومين در پست قبلي


/*]]-->

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 شهریور1388ساعت 10:36  توسط آنتیک  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


قله بعدي فتح   مواضع ديگر جمهوريت بود، امام كه در مقابل متحجرين و ليبرال ها كه به حكومت اسلامي و ديگري به جمهوري دمكراتيك قابل بودند ،‌ گفتند جمهوري اسلامي نه يك كلمه بيش و نه يك كلمه كم ! اين يك لفظ تشريفاتي نبود . اين واقعيتي است كه از قرآن و ائمه به ما رسيده است و نظارت و مشاركت مردم در آن بسيار وسيع تر و واقعي تر از دمكراسي غرب است تحقق بخش دستور "كلكم راع و كلم مسئول عن رعيته"  اميرالمومنين است . اگر مشكلاتي در آن پيش نمي آوردند ما در 30 سالگي انقلاب كجا بوديم؟ .

من حاضرم اين را اثبات كنم كه اگر امام معصوم هم امروز حكومت كند ساز و كارهاي مشاركت ... همين واقعيت جمهوري اسلامي است . بنابراين تضعيف  آن بزرگترين خيانت به انقلاب است ، چون ضامن اجراي اسلام است. راهي را كه براي تضيعف آن رفته ايم ،‌بايد برگرديم! اعتراض بر تضعيف آن ،‌اعتراض براي استحكام نظام است

‌يكي از اين مواضع نگاه به دهان رهبري درانتخابات بود،  كه ايشان به چه كسي رأي ميدهند تا ما هم به او راي بدهيم چنين چيزي زمان حضرت امام اصلا باب نبود . اين تناقض منطقي است . اگر جمهوريت است كه نگاه به دهان رهبر يعني شما عملا جامعه را به دو قسمت تقسيم مي كنيد ، موافق رهبر و مخالف رهبر و اين نفاق است . اگر حكومت اسلامي است ،‌رهبر شاخصه هايي بگذارد و كسي را انتخاب كند .اين همه خرج و نيروي انساني براي انتخابات لازم نيست . اين را مقايسه كنيد با اين داستان زمان امام ، كه هرچقدر حاج سيد احمد آقا اصرار كردند شما به كي رأي ميدهيد فرمودند « مگر تو عقل نداري ؟»‌

اين سخن «‌ما ميدانيم نظر رهبر به آقاي ناطق است »‌ آنچنان به تحريك جامعه منجر شد كه بعد از انتخابات  مردمي كه به خاتمي، راي نداده بودند ،‌احساس خطر ميكردند و فكر ميكردند حرف رهبر زمين افتاده است نه اينكه فردي انتخاب شده كه  متعلق به همين نظام است . كجاي دنيا انتخابات و جمهوريت اينگونه است ؟ نتيجه اين شد كه رئيس جمهوري كه راي آورده ، وزرايش از مجلس آن جناح راي اعتماد گرفته ،‌ وزرايش  در نماز جمعه كتك مي خورند و هر 9 روز با يك بحران و توطئه روبرو مي شود .تا جايي كه عملا  اين رفتارها گروه مقابل را به بعضي مواضع تند وادار كرد . آنقدر كه بعضي اعلام كردند همه با هم استعفا بدهيم . مگر گناه آقاي خاتمي چه بود ؟ اين را بررسي كنيد . اين همه تبليغات بر عليه ايشان بر چه اساس بود ؟ چرا ايشان از وزارت ارشاد استعفا داد ؟‌ميگفت راه مبارزه با ماهواره توليد است نه حمله به ديش ها و امثال اين  ! اگر آن روز اين حرف جدي گرفته ميشد الان ما كجا بوديم؟

ما با طرح شدن آقاي خاتمي از اين جهت خوشحال بوديم كه حال اگر سيستم اقتصادي از دست رفت ،‌ــ چون هاشمي گفته بود بنايي را گذاشتم كه ديگر برنميگردد ــ ،‌ حداقل ايشان توسعه پايدار را مطرح كرد ،‌يعني توسعه سياسي ،‌ فرهنگي و اقتصادي متوازن .

اين اميد بزرگ در دل ما درخشيد كه جمهوريت نظام از اينهمه كمرنگي دربيايد . جايگاه مردم فقط به راي دادن تبديل شده بود و تظاهرات. آن هم شما به آخرين راي گيري هاي قبل از آقاي خاتمي مراجعه كنيد و ميزان مشاركت را ببينيد . آنوقت رهبر آمدند موقع انداختن راي به صندوق فرمودند هيچ كس براي من هاشمي نمي شود. سخن ايشان همچون تيري بر قلب ما فرو رفت ! تا كنون دلخوش بوديم كه رهبر به نتايج سوء‌ سياست هاي آقاي هاشمي پي برده اند و هنوز هم سر اين حمايت را نفهميده ام .

قله بعدي نظام مندي خاص بسيج و سپاه بود كه آنها را وادار به موضع گيري  عليه يك جناح خاص كرد.

به صحيفه نور مراجعه كنيد . چرا امام اينقدر اصرار داشتند كه نيروهاي نظامي و انتظامي از هر نوع نبايد در سياست دخالت كنند؟

انتخابات مجلس هفتم و هشتم با رد صلاحيت هاي وسيع برگزار شد .

بعد به عنوان ترفندي براي رأي آوردن  ،از ‌اعلام دزد بودن آقاي هاشمي ،‌و شب نامه هايي كه در خانه مردم از سوء استفاده هاي مالي ايشان و فرزندانشان در 8 سال رياست جمهوري ايشان و ... استفاده كردند .

 اعلام سوء‌استفاده  يكي از سران نظام آن هم به اين وسعت آن هم بعد از گذشت 8 سال با اعلام قوه قضائئ بر برائت ايشان چه اثري بر كل نظام دارد؟

دل انسان به درد مي آيد ،‌خون ميشود،  يك روز مخالف هاشمي مخالف پيامبر است يك روز هاشمي دزد و فاسد است . نه آن افراط و نه اين تفريط

قله بعد انتخابات بعدي بود . سپاه و بسيج علنا طرفداري و تبليغ مي كردند( در تربيت معلم ما بسيج علناً ستاد آقاي احمدي نژاد بود و هيچ كس ديگري حق تبليغ نداشت حتي براي چند روبان سبز كه دانشجويان شبانه به درخت ها بسته بودند بلوايي به پا شد ....) رهبر مستقيما براي انتخابات كد ميدهند.

آيا مردم عادي اينها را نمي فهمند؟ روزنامه هاي رسمي كشور علنا  براي يكي تبليغ نموده و بقيه را آمريكايي و اسرائيلي مي نامند. تريبون هاي عمومي محل تبليغ ايشان بود . من مشهد بودم ،‌نماز جمعه در حرم امام هشتم آقاي حسينيان خدا ميداند كه چه تهمت ها بر عليه جناح مقابل و چه مبالغه ها در رابطه با آقاي احمدي نژاد ـ با بردن اسم ـ زد! آيا يك احتمال كوچك نميدهيد كه اين بلاهاي امروز پاسخ اين ظلمها و تهمت ها باشد ؟

دولتي كه من وشما به او راي داديم اما در اين چهار سال صرف نظر از پركاري وخدماتش ديديم با مديريت ، فرهنگ،  دانشگاه و اقتصاد كشور با بي تدبيري و خودرأيي چه كرد.  دروغ و ريا و نفاق را نهادينه كرد!( من اين نكته را بر مبناي فضاي تبليغاتي دوران انتخابات نميگويم . بلكه بعد از سه ماه كه به ايشان راي دادم ،‌مواردي را از ايشان شنيدم كه خود در جريان اصلي اش بودم كه اگر بخواهيد يك يك آن را براي شما توضيح ميدهم .)

دولتي كه اين همه منتقد داشت نه فقط از قشر مخالف ،‌از قشر موافق خودش . اعضاء جامعه روحانيت، جمعيت مؤتلفه ،‌ ،‌خيلي از مجلسيها ،‌افراد بر كنار شده كابينه ،‌دانش جعفري ،‌مظاهري،‌پور محمدي ، سينه چاكان سابقش مثل دكتر افروغ و دكتر خوش چهره ...در حدي كه بسياري از جامعه شناسان ،‌حقوق دانان و اقتصاد دانان معتقدند ضربه اي كه او به جامعه زد ، بعدها تاريخ بايد قضاوت كند.آن وقت مخالفين همه با هم ميگويند ما ايرادات ايشان را ميدانيم ولي بايد به او راي بدهيم كه بقيه رأي نياورند!

اين چه استدلالي است ؟‌برفرض كه طرف مقابل خطرناك است ،‌خوب چرا يكي از خودتان كانديد نشود و اين قضيه از قبل پيش بيني نگردد؟‌آيا اينها بغض در دل مردم ايجاد نكرد؟

يكي ازمراجع قم گفته اند ايشان در موقع مناظره اتهامي به فردي زده كه يا بايد همان موقع اثبات ميكرد و ميرفتند آقاي هاشمي راميگرفتند يا نمي توانست اثبات كند كه آن وقت خودش از صلاحيت كانديداتوري ساقط شده است . آن وقت اين دولت را رهبر انقلاب محبوبترين و بهترين دولت بعد از مشروطه ناميدند .

آيا رهبر انقلاب نميتوانستند بعضي مطالب مهم خطبه روزه جمعه بعد از انتخابات را روز 15 خرداد بيان كنند ؟ يك تشر به آقاي موسوي ميزدند كه خدمات دولت را هم بگو ،‌يك تشر هم به آقاي احمدي نژاد ميزدند كه 26 سال گذشته همه اش خرابي نبوده و مسئولين علي الخصوص آقاي هاشمي ،‌دزد نبودند.

ميدانم ميخواهي بگويي مگر تو عقلت بيشتر از رهبر ميرسد؟ بله گاهي ممكن است يك بچه در يك مسئله عقلش از ما بيشتر برسد . آنقدر راه عقل را نبنديد .

آيا اين بهتر نبود؟ آن وقت چند مسئله اتفاق مي افتاد .جريان احساسي نميشد، يك عده سوار موج دزدي آقاي هاشمي شوند ،‌يك عده سوار موج سخنان موسوي شوند . جريان به يك جريان تند احساسي تبديل شود  . خواهر و برادر در يك منزل با هم بجنگند . بچه هاي كوچك يكي چشم موسوي را از داخل روزنامه در بياورد يكي چشم احمدي نژاد را .

هركدام از اين دو طرف پيروز ميشد چگونه مي توانست موج طرف مقابل را كنترل كند؟

فوقش 10 ميليون كمتر راي داشتيم . مسلما احمدي نژاد هم راي مي آورد؛ ديگر اين همه جراحت احساسي نداشتيم .بعد از ايجاد اين فضاها ، نحوه اعلام نتايج ، قراين و شواهد متفاوت از مدت ها قبل كه نشان دهنده عزمي جدي براي حذف گروه مخالف براي هميشه از صحنه انتخابات كشور و همچنين حذف احزاب سياسي كه نمادي از جمهوريت نظام بود ،‌ باعث ايجاد شبهه تقلب ، ولو به زعم شما باطل ، براي اكثر نخبگان ، جوانان و ساير مردم شد ! در اين شرايط طبيعتاً،‌از رهبر خود انتظار دارند با قضاوتي پدرانه همه را زير پر و بال محبت خودش بگيرند .نه اينكه  ايشان بيايند از دولتي با اين همه خطا ، اهانت به بزرگان و مديران 30 سال گذشته و زير سوال بردن 26 سال گذشته حمايت كرده و همه معترضان را به سركوب تهديد كنند و قبل از بررسي شكايات با قاطعيت اعلام كنند كه هيچ تقلبي صورت نگرفته است ! و كل جريان را انقلاب مخملي لقب دهند . انقلاب مخملي كه در اوايل ارديبهشت آقاي شريعتمداري در كيهان اعلام كردند ! اگر درست حدس زدند و پيش بيني كردند آيا مسئولان و بزرگان و رهبر انقلاب نمي توانستند تدابيري براي عدم وقوع آن بينديشند؟ ( قابل ذكر است كه معاون وزارت اطلاعات در پاسخ به اعتراض آقاي احمدي نژاد در هفته گذشته كه چرا اين شرايط را پيش بيني نكرديد گفتند ما سه مسئله را ميتوانستيم بررسي كنيم ،‌وجود دستي خارجي كه اثري از آن نيافتيم ،‌انقلاب مخملي كه نشاني از آن نديديم و مسئله داخلي ) آيا اين مائيم كه خوراك براي غرب درست ميكنيم و موج مي سازيم؟‌او هم سوار مي شود و هميشه فرافكني ميكنيم دنبال تار موي آنها در جريانات ميگرديم . منكر عناد ديرينه آنها و هر گونه سوء‌استفاده از اين موج نيستم .فرمايش شما بسيار متين است اصل حفظ نظام است ولي امروز جامعه را به جايي رسانده اند كه نظام از درون دارد ميپوسد و براي حفظ آن جز شوك وارد كردن به مسئولين راهي نمانده است. شما در همين مسائل جاري ببينيد هرجا مردم جلو آمدند ،‌ مسئولان از مواضع نا به جاي خود كمي عقب ميروند و براي مردم كمي حق قائل ميشوند ولي به محض اينكه اعتراضات كم ميشود دوباره به مواضع قبلي خود بر ميگردند و رجزخواني امثال شريعتمداري ها و الهام ها و فاطمه رجبي ها گوش فلك را كر ميكند! بعد از انتخابات باز تلاش ميشود قدرت متمركز گردد . كانون وكلا از استقلال بيفتد من به افراد اين كانون كاري ندارم ولي  شما فكر كنيد وكيل دادگستري زير يوغ قوه قضاييه چه خاصيتي مي تواند داشته باشد؟

شهردار ها كه به وسيله شوراي شهر انتخاب ميشوند به وسيله وزارت كشور انتخاب شوند.

بررسي زمان امام در مورد ظلمهايي كه زمان امام شد ،‌ من نارسايي عمومي را نميگويم هر حكومتي حتي حكومت امام علي بدون نارسايي نيست ،‌زمان احتياج است  

بقيه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 10:50  توسط آنتیک  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


ما را چه مي شود؟!!


هرروز نامي جديد مي شنويم به نام شهداي راه آزادي

ندا ،ترانه ، محسن، سهراب ،رامين، اشكان، كيانوش، محمد،مصطفی ......

گفتند و اعلام كردند كه  آشوبگران با سلاح در خيابانها هستند وفرزندان ایران زمین را می کشند ما در پي آنهائيم !!

 كشته هاي خياباني كه  هيچ !

كشته هاي در زندان را هم آيا آشوبگران خارجی مي كشند؟!!

 گرچه درست مي گوئيد همان بازجويان و كتك زنندگان در زندان حكومت اسلامي آشوبگرند نه مردم عادي كه سلاحي جز تكه سنگ آنهم در زير باتوم ها و تيرهاي شما نداشتند

چه كسي گفت ديانت ما عين سياست ماست؟!!

 بي خيال ما

كه سياست وادي كثيفي است

 هر كه پا در آن نهاد ديانتش را هم از دست داد

همه تاسي به امام خميني مي كنند و همديگر را با همين تاسي مي كشند چه جالب كه سخنان ايشان و بزرگان انقلاب و شهدا را پيش مي كشند و با همين حربه جوانان را ضرب و شتم  مي كنند و مي كشند و در عين حال صدا و شكوه  و نامه هاي اعتراض خانواده ي اين بزرگان  همه مي رساند كه :

بس است سوء استفاده از پدران و همسران ما.....

خانواده هاي امام و بهشتي و باكري و رجائي و طالقاني ومطهری و غيره همه شكوائيه كردند.

 چگونه است كه باز همه مخالفان خويش را ضد نظام ميبينيد و ضد مسلمان !

 و هر كس كه مخالفتي نكرد و دم نياورد و تائيدتان كرد انقلابي و مسلمان ؟!!

به اسم دين و امام هر كار كثيفي را انجام مي دهيد و حكم آخر را مي زنيد تاسي به ولايت رهبري !!!

براي اين تاسي به ولي فقيه دست به هر گناه بزرگي اعم از آزار و كشتار وهتاکی وتجاوز و دروغ و تهمت و...... ميزنيد!!

كجاي اسلام چنين برنامه اي دارد !؟

كجاي اخلاق مي گويد هدف وسيله را توجيه مي كند؟!!

 کجای قانون دم از اعترافگیری به سبک شما زده است؟!!

اين چه اخباري است كه از زندانهاي حكومت به اصطلاح اسلامي مي رسد

*اين چه اعمال توجيه نشدني و زشتي است كه با حيوان هم چنين نمي كنند كه  اينان با چندين جوان كه گناهشان جلوي ظلم ايستادن و گاهي هم جواناني كه هيچ از سياست نمي دانند و حتي وارد اين وادي نشدند به حكم رد شدن از خيابان مي گيرند و اعمال ناشايست با آنان انجام مي دهند كه من شرم مي كنم حتي از نوشتنش!

شما شيعه ی علي هستيد !؟

*همو كه  فرمود غذا دادن به اسير و خوشرفتاري با وي حقي است واجب هرچند بخواهي فردا او را بكشي!!

*همو كه به فرزندانش پس از ضربت  فرمود  با ضاربش ابن ملجم  خوشرفتاري كنيد

آنگاه شما جوانان بي گناه را به اسيري مي بريد و هتاكي مي كنيد و نان خشك  ميدهيد و به حد مرگ مي زنيد ......

بس است اين اسلام دروغين

بس است مسلماني

جمهوريت و دموكراسي را زير سوال برديد و به حكم احمق فرض كردن مردم دست به هر كاري زديد كه مباد نظام از بين رود

آن كه هيچ

اسلامي بودن حكومتتان را نيز زير سوال برديد

اين نظام نه جمهوري است نه اسلامي

 بساط برچينيد...

ايام شعبان و ماه پيامبر و اعياد پي در پي و به جاي لبخند بر لب همه آه از دل بر ميكشند !!

فرياد وا اسلاما !وا محمدا!وا مهديا! همه جا طنين انداز شده .........

 روی آن ندارم که از اسلام دفاع کنم....

يا مهدی !

برسان خويش را كه دگر تاب نمانده


*وسائل الشيعه

* http://kahrizak.wordpress.com

http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/july/29//-7d123bfc2d.htm*l


+ نوشته شده در  شنبه 10 مرداد1388ساعت 12:26  توسط آنتیک  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin